محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
715
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چنان بود كه پيش از آن پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم به پرسنده ميگفت : « هر چه مىخواهى بپرس » و به مرد عامرى اين سخن را به لهجهء بنى عامر گفت . مرد عامرى گفت : « اى پسر عبد المطلب به من بگوى دانش من از چه فزون شود ؟ » پيمبر خدا فرمود : « از آموختن . » مرد عامرى گفت : « نشان دانش چيست ؟ » پيمبر خدا فرمود : « پرسيدن . » مرد عامرى گفت : « بدى از چه فزون شود ؟ » پيمبر فرمود : « از لجاجت . » عامرى گفت : « به من بگوى آيا نيكى پس از بدكارى سود دهد ؟ » پيمبر فرمود « آرى ، توبه گناه را بشويد و اعمال نيك اعمال بد را محو كند و چون بنده به هنگام گشادگى پروردگار خويش را بخواند به هنگام بيله وى را يارى كند . » عامرى گفت : « اى پسر عبد المطلب اين چگونه باشد ؟ » پيمبر فرمود : « چنين باشد كه خداى عز و جل گويد بعزت و جلالم سوگند كه دو امنيت به بندهء خويش ندهم و دو بيم بر او فراهم نكنم ، اگر به دنيا از من بترسد روزى كه بندگان خويش را در قلمرو قدس فراهم آرم از من در امان باشد . « و امنيت وى پاينده باشد و آن را چون امنيت كسان محو نكنم ، و اگر به دنيا از من ايمن بماند ، روزى كه بندگان خويش را براى موعد معين فراهم آرم از من بيمناك باشد و بيم وى پاينده باشد . » عامرى گفت : « اى پسر عبد المطلب ، كسان را به چه توانى خوانى ؟ » پيمبر فرمود : « به پرستش خداى يگانهء بى انباز خوانم و اينكه چيزى را